تبليغاتX
پیشگام - نگرشي بر انتخابات -نامدار بينام
 
برای آزادی ، صلح و سوسیالیسم
 

نگرشي بر انتخابات

( قسمت اول )


در اين نوشتار سعي خواهيم نمود در دو قسمت علاوه بر نظرات شخصي خود به ديگر طرحها و ديدگاه هاي انتخاباتي كه در مورد انتخابات پيش رو رياست جمهوري ابراز شده است نظري بيفكنيم.

طي سي سال گذشته انتخاباتي تحت سيطره و اراده رژيم اسلامي در ايران برگزار گرديد و رژيم با اين شيوه از نمايشها اصرار داشت و دارد تا در صحنه داخلي و خارجي اثبات نمايد كه به جمهوريت پايبند و از حمايت اراي عمومي ملت برخوردار است.

رژيم اسلامي براي كنترل اوضاع سياسي و حفظ بقاي خود علاوه بر مشت آهنين مكانيسمي را با ظاهر قانوني تدوين نموده است كه عبور از آن توسط اپوزيسيون با ارائه راه حلهاي دمكراتيك و دل بستن به تحولات مسالمت آميز كاري سخت و شايد غير ممكن باشد.

طي سالهاي گذشته به تجربه آموخته ايم كه ساختار حكومت و ارگانهاي تابعه آن طوري تنظيم شده است كه جايي براي نقش آفريني جدي مردم و اراده آن براي دسترسي به حقوق حقه خود باقي نگذاشته است و انتخاباتهاي گوناگون رژيم تنها نمايش بازي قدرت و رقابت بين جناحهاي مختلف آن براي مسلط شدن بر ثروت و ذخائر عظيم كشور بوده است.

اگر به عنوان يك عضو از اپوزيسيون بپذيريم كه اين رژيم استبدادي و ديكتاتوري است ،آنگاه بر اساس نوع نگرش عمده اي كه نيروهاي سياسي به رژيم دارند بايد به موضوع انتخابات در رژيم اسلامي پرداخت.

واقعيت اينست كه هر عمل و يا بي عملي ما بعنوان يك نيروي سياسي داراي باري است كه مي تواند در خدمت مردم و يا عليه منافع آنان باشد لذا بايد ديد آراي ما با منافع كدام بخش از طبقات اجتماعي همراه خواهد بود هر چند اين رفتار مي تواند دلايل و يا تحليلهاي توجيهي خاص خود را بهمراه داشته باشد .

در طول حيات رژيم اسلامي هر كدام از نيروهاي سياسي كشورمان با توجه به استراتژي خود تاكتيكهايي را اتخاذ نمودند كه بواسطه آن بتوانند در روند مبارزه سياسي نقش آفرين باشند . واقعيت اينست كه بخشي از اپوزيسيون بدلايل مختلف در مقطعي از مبارزه خود نتوانستند سياستهايي را انتخاب نمايند كه در خدمت استراتژي آنها باشد و متاسفانه اين عمل آنها در بعضي از مقاطع نه تنها از اعتبار آنها كاست بلكه ضربه هايي جبران ناپذير بر مبارزات مردمي وارد نمود.

هم اكنون هر كدام از نيروهاي سياسي با دلايل و نظراتي پا به عرصه مبارزات انتخاباتي تحت سيطره رژيم اسلامي گذاشته اند كه متاسفانه حكايت از همان آشفتگي نظري و عملي است كه ساليان بسيار بدان دچار بوده و حكومت اسلامي نيز با هوشمندي تمام از آن بهره برداري كرده است.

براي اينكه بتوانيم به راهكار مناسب و مشتركي برسيم علاوه بر طرح نظرات خود مي بايست به نقد ديگر نظرات ارائه شده در اين مورد نيز پرداخت و تاثير روشهاي ارائه شده را بر روند تحولات جاري مورد ارزيابي قرار داد.

هر كدام از ما با هر ايده و تحليلي كه در مبارزات سياسي شركت كنيم در مقابل هر انتخاباتي چه دمكراتيك و يا غير دمكراتيك در وحله اول با دو گزينه شركت و يا عدم شركت در آن مواجه خواهيم بود.

اما عمده راه حلهايي كه تاكنون از طرف افراد و جريانهاي سياسي در مورد انتخابات پيش رو طرح گرديده است بطور كلي عبارتند از:

  1. عدم شركت در انتخابات به دليل انتصابي بودن و غير دمكراتيك بودن آن

  2. عدم شركت در انتخابات به دليل بي اثر بودن آن با وجود حاكميت استبدادي و ديكتاتوري موجود

  3. عدم شركت در انتخابات به دليل اينكه شركت در آن مشروعيت بخشيدن به رژيم خواهد بود

  4. عدم شركت در انتخابات با استناد به اين ضرب المثل كه سگ زرد برادر شغال است

  5. عدم شركت در انتخابات به دليل تقويت نمودن جبهه مخالف رژيم اسلامي

  6. شركت در انتخابات براي انتخاب بد در مقابل بدتر

  7. شركت در انتخابات براي طرح مطالبات و خواسته هاي دمكراتيك خود ( مطالبه محور )

  8. شركت در انتخابات براي دفاع از اصلاحات

  9. شركت در كارزار انتخابات براي تضعيف جناح ولايت فقيه

10-شركت در انتخابات با هدف دفاع از برنامه هاي انتخاباتي نمايندگان


با وجود طرحها و راه حلهاي بظاهر مختلفي كه ارائه گرديده است راه سوم و يا ميانه اي وجود نخواهد داشت كه بتوان آنرا را بعنوان آلترناتيو شركت يا عدم شركت مطرح نمود زيرا منافع مردم و يا رژيم را تنها در شرايط غير دمكراتيك موجود در بين يكي از دو گزينه فوق مي توان جستجو كرد.

عده اي نيز بر خلاف نظر تحريم كنندگان تصور مي كنند كه با شركت در انتخابات و گزينش نامزد غير اصولگرا و يا با استفاده از فضاي سياسي و اجتماعي با طرح مطالبات در زمان انتخابات مي توان تاثيري مثبت بر اوضاع سياسي كشور گذاشت!

اين عده نيز كه با رژيم اسلامي و يا جناحهايي از آن مخالفت مي ورزند هرگز نگفته اند كه شركت آنها در انتخابات بر اراده بخش زيادي از مردم كه در مخالفت با رژيم ،انتخابات را تحريم مي كنند چه تاثيري خواهند گذاشت و آيا شركت اپوزيسيون در انتخابات خودزني و بي اعتباري سياسي نيست !

هر كدام از افراد و نيروهاي سياسي كه قصد دارند در اين عرصه سياست ورزي نمايند طبعا از ايده و تفكر خاصي برخوردارند و سعي خواهند داشت با ديدگاه خود يكي از گزينه هاي طرح شده را انتخاب نموده و در جهت منافع خود گام بردارند.

قبل از هر چيز براي تشخيص انتخاب گزينه صحيح در انتخابات بايد طرحهاي ارائه شده را با معيار مشخصي مورد بررسي و ارزيابي قرار داد . سئوال اينست كه معيار فوق چيست و هر كدام از ما از چه منظري به اين مقوله پرداخته و تحليل خود را از اين شرايط براساس كدام متد برگزيده ايم؟

طبيعي است كه براي رسيدن به معياري واحد بين نيروهايي با زمينه فكري و منافع متفاوت كار سخت و شايد عبثي باشد اما آنچه معلوم است بخش زيادي از ما مسائل سياسي و تجربيات خود را با استفاده از نگرشي همچون منافع طبقاتي ، حقوق انساني ،سنت و مدرنيته، منافع ملي و يا … مورد تجزيه و تحليل قرار خواهيم داد.

بنابر اين ناچار خواهيم بود در اين شرايط غير آزاد و غير دمكراتيك كه همه به آن واقفيم از ديدگاههاي مختلف انتخابات در رژيم اسلامي را مورد ارزيابي قرار دهيم تا نتيجه حاصل از شركت و يا عدم شركت در انتخابات مشخص گردد.

طي سي سال گذشته بمرور همه نيروهاي اپوزيسيون با گرايشهاي فكري و سياسي متفاوت به يك سري از باورها نسبت به رژيم اسلامي و عملكرد آن رسيده اند و بسياري معتقدند كه در چارچوب و ساختار اين رژيم امكان رسيدن به دمكراسي ، آزادي و ارزشهاي انساني امكانپذير نمي باشد زيرا اين رژيم با قانون اساسي و شرعي خود حكومتي استبدادي ، ديكتاتوري ، ضد بشري و ارتجاعي است و همگان به تجربه آموخته اند كه امكان رقابت سالم و آزاد بدليل نبودن شرايطي برابر و دمكراتيك براي شهروندان انتخاب كننده و انتخاب شونده موجود نمي باشد.

اگر بخواهيم بعنوان اپوزيسيون از ديدگاه هايي همچون تضاد طبقاتي ، منافع ملي ،حقوق انساني و يا مدرن به رژيم اسلامي نظر افكنيم و انتخابات آنرا مطابق اصول انساني مشتركي كه در همه اين ديدگاه ها وجود دارد قياس نمائيم ، درخواهيم يافت شركت در انتخابات مغاير با اصول انساني مشترك در اين ديدگاه ها مي باشد لذا همه طرحهاي تشويق كننده مردم به شركت در انتخابات مغاير با منافع مردم ايران خواهد بود زيرا رژيم جمهوري اسلامي از ديد طبقاتي در تضاد با منافع كارگران و ديگر زحمتكشان است و از لحاظ منافع ملي حكومت اسلامي بعنوان اقليتي مافيايي و جنايتكار در حال چپاول و غارت منابع عظيم كشور و باعث عدم رشد كشور در زمينه هاي اقتصادي ، فرهنگي و اجتماعي است و با سياستهاي نابخردانه خود در منطقه كشور را در معرض يك جنگ تمام عيار قرار داده است كه حاصلي جز ويراني براي كشور همچون جنگ هشت ساله با عراق در برنخواهد داشت.

اين رژيم از لحاظ حقوق انساني و پيروي از الگوهاي مدرن جايي براي دفاع باقي نگذاشته است، ساختار و عملكرد سي ساله آن مملو از نقض وسيع حقوق شهروندان مي باشد و در رويكرد سياسي و اجتماعي خود با توسل به حقوق شرعي و سنتي در تقابل مستقيم با حقوق بشر و دستاوردهاي مدرن جوامع بشري است و هيچيك از جناحهاي رنگارنگ رژيم حاضر نخواهند بود از اين اصول شرعي تخطي كنند.

همه نيروهاي اپوزيسيون به تضاد منافع حكومت و مردم آگاه و بدان معترفند اما بخشي از آنها متاسفانه بجاي پرداختن به علت بدنبال معلول افتاده اند و به خيال خود قصد دارند با طرح سياستهاي مقطعي نقشي مثبت در تحولات جامعه داشته باشند.

آيا در اين شرايط با مطرح نمودن خواسته هايي دمكراتيك در جامعه و يا تقديم آن به كانديدهاي انتخاباتي جهت تعين تكليف در قبال آن مي بايست مردم را به شركت در انتخابات دعوت كرد؟

آيا حضور چهار كانديد تائيد شده از طرف شوراي نگهبان در دستگاههاي مهم حكومتي و تصميم گيري با توجه به سوابق آنها جوابي به خواسته هاي آنها نخواهد بود؟

آيا مدافعين شركت در انتخابات از مسئول آينده قوه اجرايي رژيم انتظار تصميمات و عملكردي دمكراتيك را دارند، آيا نمي دانند قوه مجريه اجراء كننده مصوبات و تصميم گيريهاي قوه مقننه و يا در مجموع مجلس شوراي اسلامي ، شوراي نگهبان ، مجمع تشخيص مصلحت نظام و در نهايت امر ولي فقيه است و حق دخالت در امور ديگر قواه را ندارد؟!

آيا آنها در بهترين حالت سرنوشت كشمكشهاي دوران رياست جمهوري بني صدر و يا خاتمي را از ياد برده اند؟

جناحهاي مختلف رژيم طي عمر سياسي خود از لحاظ نظري و در دوران حاكميت اسلامي بطور عملي حقوق انساني شهروندان را با جنايت پاسخ داده اند،آنها سالهاست كه در مجامع علني داخلي و بين المللي با صداي رسا از ارزشهاي ارتجاعي و ضد دمكراتيك خود دفاع مي كنند.

آيا خام انديشي نخواهد بود كه با طرح چنين سناريوهايي بخشي از نيروهاي مردمي را به نمايشهاي انتخاباتي فرا بخوانيم و يا آنها را در تقابل با جبهه ميليوني تحريم قرار دهيم.

طرح مطالبات دمكراتيك و مبارزه براي آن در ميان جامعه از جانب يك نيروي تحول طلب و دمكرات امري روزمره و وظيفه اي همگاني است كه مربوط به مقطع خاصي باشد.


مبارزه براي اين خواسته هاي بر حق دليلي بر كشاندن مردم در نمايش انتخاباتي رژيم نخواهد بود زيرا حاصل چنين سياستي ايجاد توهم در ميان مردم و خنثي نمودن اثر جبهه تحريم و مشروعيت بخشيدن بر رژيم است تا با آن چماقي بر سر اپوزيسيون فرود آورد.

چنين طرحي هر چند كه امضاي بخشي از افراد پوزيسيون و اپوزيسيون را بهمراه دارد ولي با صراحت مي توان گفت كه اين ايده در نهان خانه وزارت اطلاعات و مراكز توليد فكر شده رژيم طرح و پخته گرديد تا به دست اپوزيسيون بخورد مردم داده شود و اپوزيسيون را از اعتبار و ارزش تهي گرداند. ( هر چند در ابتدا امضاء چند تن از افراد سرشناس سياسي و فرهنگي را براي عوامفريبي به اين ليست آذين نمودند! ).


( ادامه دارد )

نامدار بينام

  نوشته شده در  ساعت   توسط  پیشگام  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM